شب های شادی
 
قالب وبلاگ

گاهي وقتا نياز داريم بي خيال بشیم
بي خيال گذشته
بي خيال آينده
بي خيال احساس، بي خيال اگرها و شايدها
گاهي وقتا لازمه بگیم
هر چه باداباد !!

[ شنبه بیست و ششم بهمن 1392 ] [ 15:2 ] [ کیمی ]

گاهی دلت به راه نیست

ولی سر به راهی ..

خودت را میزنی به آن راه و می روی

و همه چه ابلهانه فکر می کنند

که تو روبراهی!

[ شنبه بیست و ششم بهمن 1392 ] [ 15:1 ] [ کیمی ]
ienghad asabiam va hers khordam , ke ghalbam vay naste kheli, unam bekhatere ye adame ahmagh . kheli ahmagh, ien hame behesh ehteram mizari migi nazare unam moheme, bad mese gav saresh ro mindaze paien har ghalati mikhad mikone, hatta nemiyad bege to ke masalan admine asli hasti, khari, gavi, nazaret chieee?? akhe ine hame biya ehteram bezar ienjuri javabet ro midan, un az undafe ke mari pak zaye kard, ienam az ien dafe

[ سه شنبه دهم دی 1392 ] [ 17:39 ] [ کیمی ]

وای باران
باران
شیشه پنجره را باران شست
از دل من اما
چه کسی نقش تو را خواهد شست؟
آسمان سربی رنگ
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ
می پرد مرغ نگاهم تا دور
وای ، باران
باران ؛
پر مرغان نگاهم را شست

حمید مصدق | آبی خاکستری سیاه

[ شنبه هفتم دی 1392 ] [ 20:32 ] [ کیمی ]
آنگاه که خسته شدی ... آنگاه که از پای در آمدی ... مهم نیست !
باز مقاومت کن! باز بجنگ و شکست بخور !
این بار، شکست بهتری خواهی خورد !

[ شنبه هفتم دی 1392 ] [ 20:22 ] [ کیمی ]

ميخوام يه دعاي خوب بكنم براتون .

ان شاء الله
اوني كه دوستش داريد
و دلتون براش تنگ شده
و نمي تونيد سراغشو بگيريد ،

خودش يهو مسيج بده بگه :

سلام ،
دلم برات تنگ شده بهترينم !

[ جمعه ششم دی 1392 ] [ 1:17 ] [ کیمی ]

منتظر مردی نباش که باهات کنار بیاد ... ! این اشتباهیه که خیلی از زن ها دچارش می شن ... !
تو خودت خوشبختی را پیدا کن

[ جمعه ششم دی 1392 ] [ 1:15 ] [ کیمی ]

این جا ، در دنیای من گرگ ها هم افسردگی مفرط گرفته اند ...
دیگر گوسفند نمی درند ... !
به نی چوپان دل می سپارند و گریه می کنند!

[ جمعه ششم دی 1392 ] [ 1:15 ] [ کیمی ]

اگر عقیده مخالف شما را عصبانی می کند، نشان آن است که
نا خود آگاه می دانید دلیل مناسبی برای دفاع ازآنچه فکر می کنید، ندارید !

[ جمعه ششم دی 1392 ] [ 1:14 ] [ کیمی ]

وقتی شیری طعمه اش را با آمدن لاشخورها رها میکند...
نشان ترس نیست...

بلکه
باورش این است
که طعمه اش دیگر ارزش خوردن ندارد...

نه من آن شیر نیستم...

ولی تو همان طعمه دست خورده ای هستی
که ماه هاست
با لاشخورها تنهایت گذاشته ام..

[ جمعه ششم دی 1392 ] [ 1:12 ] [ کیمی ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

به ياد داشته باش هر وقت دلتنگ شدي به آسمان نگاه كن . كسي هست كه

عاشقانه تو را مي نگرد و منتظر توست . اشكهاي تو را پاك ميكند و دستهايت

را صميمانه ميفشارد . تو را دوست دارد فقط به خاطر خودت . و اگر باور داشته

باشي مي بيني ستاره ها هم با تو حرف مي زنند . باور كن كه با او هرگزتنها

نيستي. فقط كافيست عاشقانه به آسمان نگاه كني.
امکانات وب
  • تنهای تنها
  • گلریزون